• تاریخ انتشار: 29 بهمن 1395 - 02:15
  • سرویس: فرهنگی و هنری - سینما و تئاتر

نگاهی به نمایش «رسوب»

همه چیز به پایان برمی گردد

معمولا بسیاری از نمایش هایی که می بینیم پایانی تحمیلی دارند. یا به عبارتی فاقد یک پایان بسته هستند. پایان بندی بسیاری از نمایش ها برآمده از متن داستان و درامی نیست که نویسنده قصد بیان آن را دارد. اما آنچه وجه تمایز نمایش «رسوب» با بسیاری از نمایش های سی و پنجمین جشنواره تئاتر بود پایان بندی آن بود.

به گزارش خبرنگار فرهنگی پانا؛ هیچ چیزی در نوشتن یک متن نمایشی مهم تر از پایان نیست. جمله آغازین این یادداشت را اینگونه آغاز کردم که نشان دهم هر آنچه که می خواهم درباره نمایش «رسوب» از جمله نمایش های حاضر در جشنواره تئاتر فجر بگویم به پایان بندی خوب نمایش بر می گردد.

رسوب از جمله نمایش های حاضر در جشنواره تئاتر فجر بود که در کمال تعجب از چشم داوران جشنواره دور ماند و در هیچ بخشی کاندید دریافت جایزه نشد. از این جهت می گویم در کمال تعجب چون نمی خواهم که سلیقه شخصی را در مورد توجه گرفتن یا نگرفتن سهیم بدانم. در واقع آنچه باعث شد که رسوب به چشم نگارنده و برخی از منتقدین نمایش قابل توجه ای به نظر آید رعایت اصول درام نویسی در آن بود.

نمایش «رسوب» داستان اضمحلال و نابودی یک خانواده است. داستان حسادت ، محبت، عشق و انتقام است. پسر خانواده که  خبرنگار جنگ است بعد از سالها دوری از وطن به همراه نامزد لبنایی اش به خانه بر می گردد. او که به امید زندگی بهتر و دور از هیاهو قصد دارد به وطن برگشته است و قصد دارد که به همراه نامزدش در ایران زندگی کند  بزودی متوجه می شود که مشکلات گذشته که گریبان خانواده را گرفته بود همچنان پابرجاست. پدر و مادرش همچنان بعد از گذشت سالها با یکدیگر اختلاف دارند. مادر همچنان به تحقیر پدر ادامه می دهد و همه این مشکلات به حادثه غرق شدن دو دختر خانواده بر می گردد. پدر و مادر در سالهایی که پسرشان از انها دور بوده است با تورج زندگی می کرده اند. تورج پسری بی سرپرست است که در واقع غرق شدن دو دختر خانواده بخاطر نجات او بوده است. پدر خانواده که ناخدای بازنشسته است با پیشنهاد تورج کسب و کاری راه می اندازد اما خیلی زود ورشکسته می شود و مجبور می شود که خانه و زندگیش را بفروشد. تورج پا پیش می نهد و خانه را از آنها می خرد. حال پسر به نزد خانواده برگشته است در حالی که هیچ دارایی برای انها نمانده است و تورج همچون زالو همه چیز را تصاحب کرده است. نامزد لبنایی پسر خانواده هم نمی تواند با مادر ارتباط برقرار کند تصمیم می گیرد که پسر را ترک کند و به کشور خود بازگردد. اما پسر حاضر نیست که پدر و مادرش را بخاطر همراهی نامزدش همراهی کند. مادر به دلیل افسردگی شدید به آسایشگاه روانی انتقال داده می شود. تورج نیز پسر را از خانه ای که دیگر به او تعلق دارد بیرون می اندازد.

در این نمایش جزییاتی وجود دارد که معنای درام را شکل می دهد. عنصری مانند آب. در طول نمایش به شکل های مختلف به آب اشاره می شود. پدر، ناخدای کشتی است که تمام مدت را در دریا گذرانده است. اما بعد از درگذشت دخترانش خود را همانند کشتی به گل نشسته بازنشسته کرده است. از طرفی دو دختر خانواده غرق شده اند. در زیرزمینی که سما و امیر ساکن شده اند، کولر آبی قدیمی وجود دارد که مرتب بطری های آب را در آن خالی می کنند. آب برای این خانواده همچون جریان حیات است که در حال تحلیل رفتن است.

در ابتدای نمایش زیرزمین را می بینیم که رشته های سیم از سقف آن آویزان شده اند و تورج سعی می کند که سیم کشی سقف را تعمیر کند. در صحنه پایانی امیر تکه سیمی که از سیم کشی سقف باقی مانده است را بر می دارد و سعی می کند که تورج را خفه کند. تکه سیم های لخت آویزان از سقف همچون واقعیات خانه است که کم کم بر امیر اشکار می شود و همین واقعیات اشکار شده امیر را به جوش می اورد تا تورج را بخاطر تمام کارهایی که انجام داده است از بین ببرد.

امیر قهرمان این داستان است که از راه دور به خانه برمی گردد تا اوضاع نابسامان خانواده را سروسامان دهد. اما تورج به عنوان ضدقهرمان داستان که مدتها همچون دشمنی که لباس دوست را بر تن کرده است مانع اصلی قهرمان برای رسیدن به هدف است. تورج ضد قهرمانی است که بسیار قوی تر از قهرمان داستان است و مانعی است که قهرمان را در راه رسیدن به هدف شکست می دهد.

معمولا بسیاری از نمایش هایی که می بینیم پایانی تحمیلی دارند. یا به عبارتی فاقد یک پایان بسته هستند. پایان بندی بسیاری از نمایش ها برآمده از متن داستان و درامی نیست که نویسنده قصد بیان آن را دارد. اما آنچه وجه تمایز نمایش «رسوب» با بسیاری از نمایش های سی و پنجمین جشنواره تئاتر بود پایان بندی آن بود. در صحنه پایانی قهرمان و ضدقهرمان رودروی یکدیگر می ایستند تا با یکدیگر تسویه حساب کنند. آن دو باید مشکلاتی که بین شان هست را حل و فصل کنند. همانطور که سرنوشت تک تک شخصیت های داستان پیش از این رویارویی مشخص شده است حال باید بخش پایانی با رویارویی این دو به پایان برسد تا نمایش با بهترین پایان بندی و به نتیجه رساندن داستان اصلی خاتمه یابد.

ای کاش داوران جشنواره با نگاه دقیق تری نمایش نرسوب» را می دیدند و خیلی راحت چشم بر ظرفیت های بالای نمایشنامه و اجرای خوب نمایش نمی بستند.     

اشتراک گذاری
captcha