• تاریخ انتشار: 29 تیر 1395 - 01:00
  • سرویس: فرهنگی و هنری - داستان

نویسنده کتاب «مولانا و داستان های حکمت آمیز حیوانات» در گفتگو با پانا

امکان دخل وتصرف در داستان های مولانا وجود ندارد

نویسنده کتاب «مولانا و داستان های حکمت آمیز حیوانات» درباره کتابش گفت: این کتاب نوشتار ساده ای دارد و سعی در ساده گویی داشته است. مهمترین آرایه ادبی که در اصل داستانهای مثنوی وجود دارد عنصرتمثیل است و من نیز سعی داشته ام که ساده بنویسم تا کسانی که کتاب را می خوانند درک داستان برایشان آسان باشد.

«لیلی خوش گفتار» نویسنده جوانی است که با کتاب «مولانا و داستان های حکمت آمیز حیوانات» قدم در دنیای نویسندگی گذارده است. این کتاب همانطور که از نامش پیداست اثری است که با دستمایه قرار دادن داستان های مثنوی مولانا به رشته تحریر درآمده است. با این نویسنده گفتگویی درباره کتاب تازه منتشر شده اش انجام داده ایم که در ادامه می خوانید.

چگونه ایده نوشتن این کتاب در ذهن شما شکل گرفت؟ 

کودکی من با داستان شکل گرفت. آن روزها داستانهایی مثل خاله سوسکه، علیمردان خان و شهر قصه را روزی چند بار می خواندم و ضبط شده شان را گوش می کردم. از 15 – 16 سالگی همیشه این آرزو را داشتم که روزی یک نویسنده بزرگ بشوم. به این فکر می کردم کسی که میخواهد یک نویسنده شود یا کار بزرگی انجام دهد باید پله پله زمینه چینی کند. به همین خاطر از آن موقع تصمیم گرفتم که قدم به قدم جلو بروم. زیاد کتاب می خوانم. البته هر کتابی نمی خوانم با اینکه معتقدم هر کتابی ارزش یکبار خواندن را دارد. مثلا زیادطرفدار رمان نیستم. بیشتر مجموعه داستانهای کوتاه میخوانم.

داستانهای ایرانی بیشتر می خوانید یا داستانهای خارجی؟

اوایل داستانهای ایرانی بود. اما در حال حاضر بیشتر روی داستانهای آمریکای لاتین متمرکز هستم. البته سعی می کنم در عین خواندن نقد کردن را هم یاد بگیرم.

شما در این کتاب به داستانهای کهن و مثنوی معنوی پرداخته اید. بجز کتابهای مثنوی مولانا کتاب دیگری بوده که مورد توجه شما بوده است که آن را مطالعه کرده باشید؟

گلستان سعدی را هم زیاد مطالعه کرده ام. آن هم بخاطر داستانهای کوتاهی که در این کتاب آمده است. و دلیلش همین است  که داستان کوتاه را می پسندم. اگر دقت کنید دراین کتاب، من هم از جمله های کوتاه استفاده کرده ام. سعدی نیز از چنین جمله بندی بهره برده و من از استاد سخن (سعدی) این شیوه را کسب کرده ام. شاید تمایل به کوتاه نویسی نشات گرفته از این باشد که در روزگار امروز، مردم و خوانندگان حوصله چندانی برای داستانهای بلند ندارند و حوصله جمله های خیلی طولانی را ندارند. به خاطر همین حکایت های کوتاه سعدی در نوشتنم خیلی تاثیر داشت.

 

چه شد که داستانهای مثنوی را برای نگارش اولین کتابتان در نظر گرفتید؟

از آنجایی که پایان نامه کارشناسی ارشدم درباره شخصیت پردازی در داستانهای مولانا بود، تصمیم گرفتم که روی داستانهای مولانا کار کنم. پس از بررسی ها متوجه شدم داستانهای مثنوی به صورت نوعی و شاخه ای طبقه بندی نشده اند و نویسندگان از هر دری سخنی گفته اند.  به فکرم رسید در 6 دفتر مثنوی داستانهایی را انتخاب کنم که جانور محور باشند و از زبان حیوانات سخن بگویند که مجموعه 53 داستان گردآوری شده است. خیلی ها این کار را برای کودکان و نوجوانان انجام داده اند. مثلا 10 داستان مثنوی را برای کودکان و نوجوانان جدا کرده اند. اما هیچ کس آن را به صورت یک مجموعه در نیاورده است. به همین منظور تصمیم گرفتم که آن را ابتدا به صورت یک مجموعه داستانچاپ کنم و البته در پایان نامه ام کل شخصیت های این داستانها را چه شخصیت اصلی و چه شخصیت های فرعی از لحاظ عنصر داستان تحلیل کرده ام و فکر می کنم برای افرادی که در زمینه عناصر داستان تحقیق و بررسی می کنند این مجموعه کارایی داشته باشد.

برگرداندن نظم به نثر برای شما چگونه بود و مبنای کارتان را بر چه اساسی قرار داده بودید؟

به نظرم  کسی که می خواهد این کار را انجام دهد باید نظم را خوب بشناسد. یعنی قالب های شعری را بداند  و درک کند. شما یک بیت شعر را می خوانید اما اگر وزن را نشناسید ممکن است آن را اشتباه بخوانید و معنی را اشتباه درک کنید. من چند سالی در محضر اساتید محترمی الفبای شعر را یاد گرفتم و مشق های آنها را سرلوحه کارم قرار دادم. در حال حاضر نیز یک مجموعه شعر آماده چاپ دارم.

همانطور که اشاره کردید این کتابی است که از زبان حیوانات نقل شده است. به نظر شما چرا شاعران قدیم مانند مولانا و سعدی زبان حیوانات را دستمایه حکایت های پندآمیز خود قرار داده اند؟

مردم آن زمان اطلاعات زیادی نداشته اند و کتاب نمی خوانده اند. بسیاری از داستانها به صورت شفاهی بین نسلها مانده اند. امروزه شما با یک ساعت وقت گذاشتن در اینترنت دیگر نیازی به مسافرت به کشورهای دیگر ندارید. همه اطلاعات لازم را در یک چشم به هم زدن به دست می آورید. به نظرم دلیل انتخاب زبان حیوانات برای روایت این حکایت های پند آمیز یکی این بوده که می خواسته اند حرف هایشان را ساده بیان کنند تا عوام نیز از آن بهره ببرند و دیگر اینکه همیشه یک نوع رابطه خاص همزیستی میان انسان و حیوان وجود داشته است. خیلی از افراد در منزل پرنده نگهداری می کنند، مثل داستان طوطی و بازرگان. در کل به نظرم همین ساده گویی و جذابیتی که داستان از زبان حیوانات بیان می شود دلیلی است که شاعران قدیم از این شیوه روایت بهره گرفته اند.

مهمترین عنصر ادبی که  در نوشتن این کتاب به کار بستید، چه بوده است؟

این کتاب نوشتار ساده ای دارد و سعی در ساده گویی داشته است. مهمترین آرایه ادبی که در اصل داستانهای مثنوی وجود دارد عنصرتمثیل است و من نیز سعی داشته ام که ساده بنویسم تا کسانی که کتاب را می خوانند درک داستان برایشان آسان باشد. سعی کرده ام که از کلمات سخت استفاده نکنم مگر در بعضی از داستانها که دیگر چاره ای وجود نداشت.

پس عمده تلاش شما برای برگرداندن جان کلام در داستان های مولانا بوده است؟

در داستان های مولانا امکان دخل وتصرف وجود ندارد. چون روایت مولانا بسیار شسته و رفته است. اگر چیزی از آن کم کنی می بینی که یک جای داستان می لنگد. اما از لحاظ نوشتاری می توان تغییراتی در آن ایجاد کرد که مهمترین آن همان ساده نویسی و حذف کلمات قدیمی و دور از ذهن مخاطب است. مثلا از جمله کتابهایی که به عنوان مرجع استفاده کرده ام شرح کامل مثنوی معنوی تالیف استاد کریم زمانی است. می توانید این داستانها را آنجا پیدا کنید و بخوانید ولی کسی که این داستانها را می خواند باید با ادبیات آشنایی کامل داشته باشد. با زبان نوشتار قدیم، با لغات کهن آشنایی داشته باشد. بخاطر همین خیلی از بچه های امروز سراغ اصل داستانها نمی روند. ولی وقتی آن را ساده کنی، جذابیت آن برای خوانده شدن و درک شدن در بین مخاطبان بیشتر می شود.

 

شما به ساده نویسی در گفته هایتان اشاره کردید.  چگونه می توان از این داستانها برای خلق یک اثر تازه اقتباس کرد؟

فکر می کنم این قدرت نویسنده است. نویسنده ای که اول از همه قوائد نوشتن را بداند و هم اینکه قدرت تخیل داشته باشه می تواند این کار را انجام دهد.مثلا می توان نکته هایی مثل ظاهربینی و ناآگاهی که در داستان طوطی و بازرگان می خوانیم را بین یک عاشق و معشوق بیان کرد.

آیا تا به حال تلاش کرده اید که چنین کاری انجام دهید؟

در حال حاضر با استفاده از حکایت های سعدی این کار را می کنم و چند داستان نوشته ام.  به طور مثال آن حکایت که "پسر به پدرش می گوید که در این شب همه خوابیده اند و کسی عبادت خدا نمی کند، پدر هم او را نصیحت کرده و می گوید که تو هم اگر می خوابیدی بهتر از آن بود که غیبت دیگران را بکنی و در پوستین خلق بیفتی". دقیقا اوضاع امروز جامعه ما است که برخی به کار همدیگر کار دارند. در کار هم سرک می کشند و از هم توقع بی مورد دارند. این همان داستان سعدی است که اگر بتوانی آن را امروزی بنویسی خیلی داستان خوبی از آب در می آید.

چگونه می توان مفاهیم انسانی و پند آمیز این داستانها را در بین نوجوانان ترویج کرد؟

به نظرم یکی از مهمترین راه ها این است که معلمان بچه ها را ترغیب کنند که این داستانهای کهن را بخوانند. هم باعث می شود که رشد فکری داشته باشند و هم  با ادبیات کهن و تمدن بزرگ ایران آشنا شوند.

وقتی روایت های تازه ای از داستانهای کهن صورت می گیرد مانند کاری که شما در این کتاب انجام داده اید. بسیاری از ظرافت های ادبی بکار رفته در این حکایت ها از بین میرود.  چگونه می توان ضمن حفظ این ظرافت های ادبی شاهد شکل تازه ای از روایت های داستان باشیم؟

این کاری نیست که شخص خاصی به تنهایی بتواند انجام دهد و من نیز با توجه به دو سال کار تحقیق و استفاده از نظرات استادانی چون آقای دکتر دادبه که فلسفه وجودی این داستانها را برایم روشن کردند و البته اساتید دیگر در زمینه های مختلف کمک گرفته ام. این کارها نیاز به یک کارگروه دارد. افرادی که فلسفه، روانشانسی، ادبیات و جامعه شناسی بدانند. و البته باید شیوه خاصی از روایت را بکار ببرند تا همه بتوانند جذب آن شوند.

امروز بسیاری از ظرافت های زبانی که در ادبیات کهن و اصیل دیده می شود در زبان محاوره ای ما جایی ندارد. چگونه می توان این ظرافت ها را به زبان محاوره ای هم انتقال داد ضمن اینکه زبان محاوره ای همچنان که از اسمش پیداست همچنان ساده و روان به نظر برسد؟

کاش می توانستیم از طریق رسانه ها بیشتر روی این موارد کار کنیم و به همه یادآوری کنیم که ادبیات فارسی غنی از کلماتی زیبا و آهنگین است که فراموش شده اند. مثلا کلمه "درود" و "بدرود" به جای سلام و خداحافظی که اصلا ریشه فارسی ندارند زیبا نیست؟ به نظرم ما همگی باید از محیط خانواده و محل کارمان شروع کنیم. همین دو کلمه ساده را استفاده کنیم بعد از مدتی ناخوداگاه به دنبال یافتن و استفاده کلمات دیگری هستیم که همینطور ریشه فارسی دارند.

 

 

 

اشتراک گذاری
captcha