امام پاسخ نامه محبتآمیز دختران دانشآموز را چگونه دادند؟
تهران (پانا) - دانشآموزان دبستان دخترانه فاطمیه تهران در بیست و چهارم آذر سال ۶۱ در نامهای محبتآمیز به امام قصد نصیحت ایشان را داشتند که پشیمان شدند... و امام نیز پاسخ آنها را دادند.
امام خمینی در بیست و چهارم آذر ماه سال ۶۱ مطابق با بیست و نهم صفر ۱۴۰۳ یعنی سی و هشت سال پیش در چنین روزی در پاسخ به نامه محبت آمیز دختران دانش آموز دبستان فاطمیه تهران که نکات ریز و مهمی در آن نهفته است، آنان را به عمل به وظایف اسلامی شان رهنمون شدند. متن نامه دانش آموزان و پاسخ امام در ادامه آمده است:
«[بسم الله الرحمن الرحیم. سلام بر امام عزیز و بزرگوارمان، خمینی روح خدا
امام عزیز، ما بچه های کلاس پنجم جهاد مدرسۀ فاطمیه هستیم. چون در کتاب دینی ما نامۀ امام محمدتقی ـ علیه السلام ـ را به فرمانده سیستان و نصیحت هایی را که امام، به ایشان کرده اند نوشته، ما هم تصمیم گرفتیم که برای شما نامه ای نوشته و شما را نصیحت کنیم. ولی اماما، ما شما را نمی توانیم نصیحت کنیم. زیرا شما بزرگوارید و از همۀ گناهان به دورید. شما آن امام بت شکنی هستید که مدت چهل سال است نمازهای شبتان ترک نشده. ای بزرگی که ما را از قعر زشتی ها و فسادها و بی ایمانی ها به ساحل نجات رساندی. ما در این ماه های عزای محرّم و صفر، عزا می گیریم، زیاد نمی خندیم و سینه زنی و نوحه خوانی می کنیم؛ چون شما به آن تأکید کرده اید.
اماما، اگر می توانستیم که چهرۀ پاک و نورانی شما را از نزدیک ببینیم، خیلی خوب می شد. ولی باز شکر که لیاقت آن، برای ما پیدا شده که برای شما نامه بنویسیم. ای خمینی عزیز و جانمان، شما پدر همۀ ما بچه ها هستید ای پدر بزرگوار، ما شما را به اندازۀ ریگ های روی زمین، آب های توی دریا و ابرهای آسمان، دوست داریم. اماما، ای کاش مسئولین مدرسه وسائلی فراهم کنند که بتوانیم از نزدیک، شما را ببینیم، همۀ ما امیدواریم یک بار هم که شده در عمرمان تو را ای آنکه وصفت را فقط خدا می تواند بکند، ببینیم. ای امام عزیزمان، خواهش می کنیم از اینکه از شما تعریف کردیم، ناراحت نشوید. به خدا، قلم در وصف شما خود می رود و نمی توانیم جلوی آن را بگیریم.
اماما، بدان که ما مانند مردم کوفه تو را تنها نخواهیم گذاشت. اماما، ما از همین بچگی نماز می خوانیم، مقنعه سر می کنیم. برای مبارزه با امریکای جنایتکار و شوروی کثیف و برای کوری چشم دشمنان، حتی ورق دفترمان را تا آنجا که بتوانیم، نمی کَنیم. ای امام عزیزمان، بگذار آخرین حرف هایمان را ـ گو اینکه دلمان نمی خواهد نامه را تمام کنیم ـ بنویسیم. ای امام عزیز، تو مانند قلمی می مانی که همیشه سعی داشته ای و سعی می کنی که بر روی کاغذ دل ها، نام خدا را بنویسی.
اماما، ما بچه های کوچک از ته قلب مان، سه خواهش از شما داریم و امیدواریم لیاقت آنها را داشته باشیم. اول آنکه: ای پدر بزرگوارمان، ای پیر جماران، ای روح خدا با خط زیبای خودتان برای ما جواب بنویسید و ما و آموزگاران مان را در آن نصیحت کنید.
دوم آنکه: عکسی از خودتان را با امضاتان همراه آن، برای ما بفرستید و در آخر آنکه: امام جان، همۀ ما فدای یک لحظه عمر تو. ای رهبر عزیز که هنوز ما مسلمانان قدر تو را نمی دانیم؛ آقای خمینی عزیزمان، با چشمانی مشتاق، منتظر جواب نامۀ شما هستیم. تو ای صدام پست، ای ریگان خائن و ای بگین بیحیا، بدانید که خون بر شمشیر پیروز است. این گفتۀ روح خدا، امام است. خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار ـ از عمر ما بکاه و به عمر او بیفزای ـ از صحنۀ روزگار منافقین رو بردار ـ ستارگان چو رفتند، تو خورشید رو نگه دار. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.]
بسمه تعالی
فرزندان عزیزم! نامۀ محبت آمیز شما را قرائت کردم. کاش شما عزیزان مرا نصیحت می کردید که محتاج آنم. امید است با نشاط و خرمی درس هایتان را خوب بخوانید و در همان حال، به وظایف اسلامی که انسان ها را می سازد، عمل کنید و اخلاق خود را نیکو کنید و اطاعت و خدمت پدران و مادران تان را غنیمت شمارید و آنها را از خود راضی کنید و به معلم هایتان احترام زیاد بگذارید. سعی کنید برای اسلام و جمهوری اسلامی و کشورتان مفید باشید. از خداوند تعالی، سلامت و سعادت و ترقی در علم و عمل برای شما نور چشمان آرزو می کنم. سلام بر همۀ شماها.
۲۹ شهر صفر ۱۴۰۳
روح الله الموسوی الخمینی.»
منبع: صحیفه امام؛ ج ۱۷، ص ۱۳۷-۱۳۸
ارسال دیدگاه