۲۵۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ ساله در دنیا از دوران کودکی محروم اند!

تهران (پانا) - بر اساس آمار سازمان جهانی کار، حدود ۲۵۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ ساله در دنیا از دوران کودکی محروم می‌شوند که ۱۲۰ میلیون نفر از آن‌ها عملاً به کار تمام‌وقت مشغول‌اند. سهم آسیا از این آمار ۶۱ درصد، آفریقا ۳۲ درصد و آمریکای لاتین ۷ درصد است. در ایران هم وضعیت بهتر نیست.

کد مطلب: ۱۵۵۷۹۶۱
لینک کوتاه کپی شد
۲۵۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ ساله در دنیا از دوران کودکی محروم اند!

امیر طیبی، جامعه شناس در گفت و گو‌با پانا اطهار کرد: «معضل کودکان کار یکی از چالش‌های جدی معضل کودکان کار یکی از چالش‌های جدی اجتماعی و اقتصادی، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه است. بر اساس آمار سازمان جهانی کار، حدود ۲۵۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ ساله در دنیا از دوران کودکی محروم می‌شوند که ۱۲۰ میلیون نفر از آن‌ها عملاً به کار تمام‌وقت مشغول‌اند. سهم آسیا از این آمار ۶۱ درصد، آفریقا ۳۲ درصد و آمریکای لاتین ۷ درصد است. در ایران هم وضعیت بهتر نیست.»

وی افزود: «طبق گزارشی از مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت کار در سال ۱۳۹۸، بیش از ۳۳۶ هزار پسر و ۷۴ هزار دختر بین ۱۰ تا ۱۷ سال مشغول کار بوده‌اند، و حدود ۸۹ هزار کودک دیگر دنبال کار می‌گشته‌اند. این آمار نسبت به سال‌های ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ رشد داشته و نشان می‌دهد که این مشکل نه‌تنها حل نشده، بلکه شدیدتر هم شده است. سازمان تأمین اجتماعی تعریف خاصی برای «کودکان خیابانی» دارد و آن‌ها را بچه‌های ایرانی ۷ تا ۱۵ ساله‌ای می‌داند که شغل‌های کاذب دارند و از تحصیل محروم‌اند.»

طیبی گفت: «این تعریف اما شامل کودکان کار غیرایرانی نمی‌شود، که خود باعث بغرنج شدن موضوع برای کودکان کار غیر ایرانی میشود. اما به‌طور کلی، دلایل اصلی افزایش تعداد کودکان کار را می‌توان در دو دسته‌ی کلی جا داد: عوامل اقتصادی-اجتماعی و خانوادگی. در دسته‌ی اول، فقر، نبود امکانات تحصیلی، فشار اقتصادی، و سطح پایین آگاهی اجتماعی نقش دارند. در دسته‌ی دوم، مسائلی مثل نداشتن سرپرست دائمی، اختلافات خانوادگی، و اعتیاد والدین تأثیرگذار هستند. برای کنترل و کاهش این مشکل، تا حالا اقداماتی انجام شده، اما عملاً نتیجه‌ی چندانی نداشته است. کودکان کار معمولاً توسط نهادهای مختلف از سطح شهر جمع‌آوری می‌شوند و با حکم قضایی یا به بهزیستی سپرده می‌شوند یا به خانواده‌هایشان بازمی‌گردند.»

این جامعه شناس افزود: «اما چون بهزیستی امکانات کافی ندارد و خانواده‌ها هم همچنان درگیر همان مشکلات اقتصادی‌اند، این کودکان دوباره به خیابان برمی‌گردند. این چرخه برای کودکان فاقد تابعیت حتی پیچیده‌تر هم می‌شود. از طرفی، تعدد و بعضاً تناقض قوانین هم باعث شده که سازمان‌های مسئول ندانند دقیقاً چه باید بکنند. در سال‌های مختلف قوانینی برای حمایت از کودکان کار تصویب شده، مثل قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست (۱۳۹۲)، قانون کار (۱۳۶۹)، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان (۱۳۹۹) و برخی کنوانسیون‌های بین‌المللی، اما مشکل اینجاست که اجرای آن‌ها چندان موفق نبوده است.»

وی تاکید کرد: «اگر بخواهیم این معضل را جدی حل کنیم، چند کار اساسی باید انجام شود: تصویب قوانین جامع‌تر، شناسایی خلأهای قانونی، تشکیل یک کمیته‌ی تخصصی برای رسیدگی به وضعیت کودکان کار، تأمین بودجه‌ی کافی برای سازمان‌های مربوطه، تقویت فعالیت‌های سازمان‌های مردم‌نهاد، و مهم‌تر از همه، ایجاد زیرساخت‌های لازم برای کاهش فقر و حمایت از خانواده‌های درگیر این مشکل. اما همه‌ی این‌ها فقط زمانی جواب می‌دهد که اراده‌ی جدی برای حل این بحران وجود داشته باشد، وگرنه این چرخه‌ی معیوب همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.»

 

طیبی ادامه داد: «اجتماعی و اقتصادی، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه است. بر اساس آمار سازمان جهانی کار، حدود ۲۵۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ ساله در دنیا از دوران کودکی محروم می‌شوند که ۱۲۰ میلیون نفر از آن‌ها عملاً به کار تمام‌وقت مشغول‌اند. سهم آسیا از این آمار ۶۱ درصد، آفریقا ۳۲ درصد و آمریکای لاتین ۷ درصد است. در ایران هم وضعیت بهتر نیست. طبق گزارشی از مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت کار در سال ۱۳۹۸، بیش از ۳۳۶ هزار پسر و ۷۴ هزار دختر بین ۱۰ تا ۱۷ سال مشغول کار بوده‌اند، و حدود ۸۹ هزار کودک دیگر دنبال کار می‌گشته‌اند.»

طیبی ادامه داد: «این آمار نسبت به سال‌های ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ رشد داشته و نشان می‌دهد که این مشکل نه‌تنها حل نشده، بلکه شدیدتر هم شده است. سازمان تأمین اجتماعی تعریف خاصی برای «کودکان خیابانی» دارد و آن‌ها را بچه‌های ایرانی ۷ تا ۱۵ ساله‌ای می‌داند که شغل‌های کاذب دارند و از تحصیل محروم‌اند. این تعریف اما شامل کودکان کار غیرایرانی نمی‌شود، که خود باعث بغرنج شدن موضوع برای کودکان کار غیر ایرانی میشود. اما به‌طور کلی، دلایل اصلی افزایش تعداد کودکان کار را می‌توان در دو دسته‌ی کلی جا داد: عوامل اقتصادی-اجتماعی و خانوادگی. در دسته‌ی اول، فقر، نبود امکانات تحصیلی، فشار اقتصادی، و سطح پایین آگاهی اجتماعی نقش دارند. در دسته‌ی دوم، مسائلی مثل نداشتن سرپرست دائمی، اختلافات خانوادگی، و اعتیاد والدین تأثیرگذار هستند. برای کنترل و کاهش این مشکل، تا حالا اقداماتی انجام شده، اما عملاً نتیجه‌ی چندانی نداشته است.»

این جامعه شناس در ادامه گفت: «کودکان کار معمولاً توسط نهادهای مختلف از سطح شهر جمع‌آوری می‌شوند و با حکم قضایی یا به بهزیستی سپرده می‌شوند یا به خانواده‌هایشان بازمی‌گردند. اما چون بهزیستی امکانات کافی ندارد و خانواده‌ها هم همچنان درگیر همان مشکلات اقتصادی‌اند، این کودکان دوباره به خیابان برمی‌گردند. این چرخه برای کودکان فاقد تابعیت حتی پیچیده‌تر هم می‌شود. از طرفی، تعدد و بعضاً تناقض قوانین هم باعث شده که سازمان‌های مسئول ندانند دقیقاً چه باید بکنند.

وی افزود: «در سال‌های مختلف قوانینی برای حمایت از کودکان کار تصویب شده، مثل قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست (۱۳۹۲)، قانون کار (۱۳۶۹)، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان (۱۳۹۹) و برخی کنوانسیون‌های بین‌المللی، اما مشکل اینجاست که اجرای آن‌ها چندان موفق نبوده است. اگر بخواهیم این معضل را جدی حل کنیم، چند کار اساسی باید انجام شود: تصویب قوانین جامع‌تر، شناسایی خلأهای قانونی، تشکیل یک کمیته‌ی تخصصی برای رسیدگی به وضعیت کودکان کار، تأمین بودجه‌ی کافی برای سازمان‌های مربوطه، تقویت فعالیت‌های سازمان‌های مردم‌نهاد، و مهم‌تر از همه، ایجاد زیرساخت‌های لازم برای کاهش فقر و حمایت از خانواده‌های درگیر این مشکل. اما همه‌ی این‌ها فقط زمانی جواب می‌دهد که اراده‌ی جدی برای حل این بحران وجود داشته باشد، وگرنه این چرخه‌ی معیوب همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.»

 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار