ابتذال فرهنگی و چالشهای حقوقی و اجتماعی در عصر رسانه ها

تهران (پانا) - در دوران معاصر با گسترش روزافزون رسانه های جمعی و فضای مجازی پدیده ای تحت عنوان جذابیت انکارناپذیر ابتذال در حوزه ی فرهنگ و هنر به شدت مورد توجه قرار گرفته است.

کد مطلب: ۱۵۵۷۳۰۶
لینک کوتاه کپی شد
ابتذال فرهنگی و چالشهای حقوقی و اجتماعی در عصر رسانه ها

مهسا میرامینی،  وکیل دادگستری عضو کانون وکلای مرکز و مدرس دانشگاه در گفت و گو. با پانا اظهار کرد: «توهین به مقدسات دینی و شعائر اسلامی استفاده از عباراتی که در عزاداری ها و در متون دینی به کار رفته در کنار مفاهیم مرتبط با مصرف مواد مخدر، مستی و روابط غیراخلاقی اهانت به مقدسات و باورهای دینی محسوب  می شود.»

وی گفت: «طبق ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی توهین به مقدسات اسلامی مانند استفاده تمسخرآمیز از عبارات مذهبی در محتوای غیر اخلاقی، میتواند منجر به مجازاتهایی از جمله حبس، جزای نقدی و حتی اعدام در موارد خاص شود.»

 ترویج فساد و فحشا 

میرامینی افزود: «اشاره های مکرر به روابط جنسی، مصرف الکل و توصیف رفتارهای غیراخلاقی  ترویج فساد و فحشا تلقی  می شود.طبق ماده ۶۳۹ قانون مجازات اسلامی، ترویج فساد و فحشا به ویژه از طریق آثار فرهنگی و هنریمیتواند شامل حبس از یک تا ده سال باشد.»

توهین به اشخاص و شخصیتهای عمومی 

وی ادامه داد: «استفاده از نام افراد واشاره های تمسخر آمیز به افراد مشهور و شخصیتهای شناخته شده  مصداق توهین به اشخاص حقیقی یا حقوقی  می باشد.بر اساس ماده ۶۰۹ قانون مجازات اسلامی توهین به اشخاص حتی به صورت تلویحی و طنزآمیز میتواند مجازات حبس یا جزای نقدی داشته باشد.

انتشار محتوای مستهجن و مبتذل 

این وکیل دادگستری افزود: «استفاده از اشارات جنسی صریح و زبان مبتذل، همراه با تصویر سازیهای نامناسب این محتوا را میتواند در دسته آثار مبتذل و مستهجن قرار دهد. طبق ماده ۱۴ قانون جرایم رایانهای انتشار، تولید و توزیع محتوای مستهجن در فضای مجازی جرم است و حبس و جزای نقدی به دنبال دارد.

 ترویج مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر 

وی گفت: «با اشاره به به برخی کلمات و تصویرسازی های نامناسب به وضوح مصرف الکل و مواد مخدر را تبلیغ میکند. بر اساس ماده ۷۰۲ قانون مجازات اسلامی تبلیغ یا ترویج مصرف مشروبات الکلى جرم محسوب شده و مجازاتهایی مانند حبس و شلاق در پی دارد

ابتذال فرهنگی و چالشهای حقوقی و اجتماعی در عصر رسانه ها 

میرامینی بیان کرد: «در دوران ،معاصر با گسترش روزافزون رسانه های جمعی و فضای مجازی پدیده ای تحت عنوان جذابیت انکارناپذیر ابتذال در حوزه ی فرهنگ و هنر به شدت مورد توجه قرار گرفته است. این مفهوم که توسط میلان کوندرا مطرح شده به تمایل انسانها به مصرف محتوای سطحی تکراری و فاقد عمق فکری اشاره دارد کوندرا این موضوع را در قالب نقد جامعه ی مصرفی بیان میکند که در آن ارزشهای اصیل و فرهنگی به حاشیه رانده شده و جای خود را به محتوای کم مایه و بی روح میدهند. ابتذال از نظر معنای لغوی به معنای بذل توجه به چیزی است که به لحاظ ذاتی ارزشی ندارد. در این راستا، محتواهایی که صرفاً به بازی با احساسات مخاطب پرداخته و از هیچ ارزش هنری یا فرهنگی برخوردارنیستند رواج پیدا میکنند در این روند، بسیاری از آثار هنری و رسانه ای که در سطح جهانی به فروش میرسند فاقد هرگونه تحلیل عمیق فرهنگی و اجتماعی هستند به طور مثال، موسیقی های پرفروش، فیلمهای گیشه ای و کتابهای عامه پسند غالباً در پی جلب توجه سریع و سطحی مخاطب هستند تا ارائه آثار هنری با کیفیت.»

وی گفت: «از منظر حقوقی و جامعه شناسی این پدیده نه تنها چالش هایی برای هویت فرهنگی و اجتماعی جوامع به همراه دارد بلکه موجبات تضعیف بنیان های فکری و اخلاقی جامعه را نیز فراهم می آورد. در این راستا، تولیدکنندگان محتوای مبتذل در واقع به تقویت فرهنگ مصرفی پرداخته و به نوعی حق انتخاب آگاهانه مستقل مخاطب را محدود میکنند. این امر میتواند منجر به کاهش قدرت تفکر انتقادی در جامعه و تشویق به مصرف انفعالی شود.در حوزه ی حقوق فرهنگی یکی از مسائلی که باید مورد توجه قرار گیرد تأثیرات منفی ابتذال فرهنگی بر حقوق فردی و اجتماعی است به عنوان مثال، آزادی بیان و حق دسترسی به اطلاعات نمیتواند بهانه ای برای عرضه ی محتوای مبتذل و سطحی ،باشد چرا که این نوع محتوا نه تنها به تضعیف بنیان های اخلاقی و فرهنگی جامعه منجر میشود، بلکه میتواند از نظر حقوقی و به ویژه در چارچوب قوانین مربوط به حفاظت از اخلاق عمومی وحقوق خانواده نیز در معرض نقد قرار گیرد.»

وی در خصوص راه حل اصلی در این باره گفت: «در مقابله با ابتذال ،فرهنگی تقویت سواد رسانه ای و فرهنگی در جامعه است  برای اینکه جامعه از آب زلال فرهنگی بهره مند شود و از ابتذال فاصله بگیرد، لازم است که افراد به ارزشهای اصیل و تفکر انتقادی آشنا شوند. همان طور که کسی که همواره آب آلوده مینوشد نمیتواند کیفیت آب سالم را تشخیص دهد، جامعه ای که در آن محتواهای سطحی و مبتذل مصرف میشود تا زمانی که با محتوای فرهنگی و هنری باکیفیت آشنا نشود نمیتواند درک درستی از ارزشها و کیفیت هنری داشته باشد.»

میرامینی ادامه داد: «در نهایت تأثیرگذاری بر سلیقه ی عمومی تنها از طریق سیاستهای فرهنگی و حقوقی صحیح میسر است. ازیک سو مقابله با تولید محتوای مبتذل از طریق وضع قوانین نظارتی ضروری است و از سوی دیگر، حمایت از تولیدات فرهنگی با ارزش و ارتقای کیفیت آموزشی میتواند به تدریج ذائقهی عمومی را به سوی انتخابهای بهتر سوق دهد در این ،راستا تقویت نقش نهادهای آموزشی و رسانه ها در آگاهی بخشی به جامعه و افزایش نقدپذیری اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.پیشرفت فرهنگی در جامعه بدون شک مستلزم همکاری نهادهای حقوقی آموزشی و فرهنگی است. تنها در چنین شرایطی است که میتوان از ابتذال فرهنگی عبور کرده و به سمت جامعهای متفکر آگاه و با ارزشهای فرهنگی عمیق تر حرکت کرد.»

نتیجه 

برای مقابله با محتوای مبتذل و سطحی که توسط افرادی مانند ساسی تولید می‌شود، نیاز است که علاوه بر اقدامات حقوقی مانند محدودیت‌های دسترسی و مجازات‌های قضائی، فرهنگ‌سازی و آگاهی‌بخشی اجتماعی نیز انجام شود. این افراد ممکن است به دلیل فشارهای اجتماعی یا تمایل به جلب توجه به تولید این نوع محتوا روی بیاورند، بنابراین باید با افزایش مسئولیت‌پذیری فردی و تقویت فرهنگ نقد و انتخاب آگاهانه، به سمت تولید محتوای با کیفیت‌تر و معنادارتر سوق داده شوند. در نهایت، این فرآیند نیازمند همکاری میان نهادهای قضائی، فرهنگی و آموزشی است تا جامعه قادر به تمایز میان محتوای ارزشمند و سطحی باشد.»

وی افزود: «نگرانی من از نسل آینده بیش از هر زمان دیگری عمیق‌تر شده است. در دنیای امروز که تکنولوژی و رسانه‌های دیجیتال به شدت در حال پیشرفت هستند، به راحتی می‌توان شاهد تأثیرات منفی محتوای سطحی و مبتذل بر جوانان و نوجوانان بود. به‌ویژه در فضای مجازی که به صورت روزمره با انواع و اقسام محتواهای کم‌عمق و فریبنده روبرو می‌شوند، این نسل با چالش‌هایی مواجه است که ممکن است آینده آنها را تحت تأثیر قرار دهد.از دیدگاه اجتماعی، نسل آینده با خطرات جدی در هویت‌سازی و فرهنگ‌سازی روبه‌رو است. دنیای امروز بیشتر بر اساس مصرف‌گرایی، اعتبار اجتماعی از طریق شبکه‌های مجازی، و مقایسه‌های بی‌پایان ساخته شده است. این در حالی است که جوانان امروز فرصت کمتری برای تفکر انتقادی و نقد آگاهانه دارند. این روند می‌تواند به سرعت به سطحی شدن تفکر، کاهش توجه به مسائل عمیق اجتماعی و فرهنگی، و در نهایت از دست رفتن هویت فردی و جمعی منجر شود.»

میرامینی گفت: «اعتقاد دارم که باید به نسل آینده آموزش‌هایی فراتر از مهارت‌های علمی و شغلی داده شود. باید تفکر انتقادی، مهارت‌های ارتباطی مؤثر، و مهم‌تر از همه ارزش‌های انسانی و اخلاقی را در کنار مباحث علمی پرورش داد. در غیر این صورت، این نسل در معرض خطر قرار خواهد گرفت که به راحتی تحت تأثیر محتوای سطحی و فریبنده قرار گیرد و قادر به تحلیل و واکنش به چالش‌های واقعی جامعه نباشد.از منظر حقوقی، برای مقابله با این آسیب‌ها، جامعه باید حمایت‌های قانونی بیشتری در زمینه حفاظت از فرهنگ و ارزش‌های اجتماعی ایجاد کند. نظارت بر محتواهای منتشر شده در فضای مجازی، معرفی قوانین سختگیرانه‌تر برای جلوگیری از تولید و نشر محتوای مبتذل و تأسیس نهادهایی برای آگاهی‌بخشی و آموزش رسانه‌ای می‌تواند گامی مؤثر باشد.»

وی در آخر گفت: «در مجموع، نگرانی من از نسل آینده به عنوان یک مادر و استاد دانشگاه ناشی از خطراتی است که این نسل در معرض آن قرار دارد. این نسل به حمایت نیاز دارد تا بتواند از فضایی که به سرعت در حال تغییر است، به‌درستی بهره‌برداری کند و آگاهانه و مسئولانه با آن مواجه شود.»

 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار