از «رستاخیز» تا «مختارنامه»؛ تصاویر حسینی که در یادها میماند
تهران (پانا) - در دهههای گذشته سینما و تلویزیون قابهای متعددی از واقعه عاشورا را به تصویر کشیدند سکانسهایی که هیچگاه از یاد دوستداران سالار شهیدان نمیرود و همیشه در یاد آنها میماند اما با وجود آثار ماندگار سهم تولیدات مذهبی همواره خلایی بوده که از سوی مدیران و مخاطبان احساس شده است.
در میان آثار هنری مرتبط با قیام عاشورا تنها چند فیلم سینمایی سهم سینمای ایران در تاریخ ۴۰ ساله انقلاب اسلامی است بسیار اندک بوده و متاسفانه از چند هزار اثر تولیدی ۴ دهه اخیر سینمای ایران تنها تعداد انگشتشماری فیلم وجود دارد که مستقیما با موضوع قیام حسینی و نبرد تاریخی امام سوم شیعیان ساخته شدهاند.
ایران در مقام بزرگترین کشور شیعه و تنها حاکمیت شیعه در دنیا همیشه سهم عمدهای در فرهنگسازی و نهادینهکردن ارزشها و نمادهای تاریخ تشیع در جهان اسلام داشته است و عاشورا به عنوان مهمترین رویداد تاریخ تشیع همواره سهم عمدهای از تولیدات فرهنگی هنری ایران را در تاریخ ۴۰ ساله بعد از انقلاب اسلامی به خود اختصاص داده است که بخش بزرگی از آن را هنرهای نمایشی اعم از تئاتر، سینما، فیلم مستند، تعزیه، سریالهای داستانی و انواع برنامههای رادیو تلویزیونی تشکیل میدهند.
در میان محصولات هنری تولیدشده با موضوع تاریخ امام حسین (ع) و قیام عاشورا سهم سینمای ایران بسیار اندک بوده و متاسفانه از چند هزار اثر تولیدی ۴ دهه اخیر سینمای ایران تنها تعداد انگشتشماری فیلم وجود دارد که مستقیما با موضوع قیام حسینی و واقعه کربلا ساخته شدهاند.
۵ فیلم سینمایی ایرانی شامل «روز واقعه»، «رستاخیز»، «سفیر»، انیمیشن «ناسور» و «به خاطر هانیه» مهمترین فیلمهای سینمایی عاشورایی تاریخ بعد از انقلاب هستند که در این نوشتار به معرفی اجمالی این ۴ اثر میپردازیم. البته علاوه بر فیلمهای مذکور، چند فیلم سینمایی دیگر نیز در سینمای ایران ساخته شدهاند که به طور غیرمستقیم به موضوع واقعه عاشورا پرداختهاند.
روز واقعه (۱۳۷۳)
نویسنده: بهرام بیضایی/ کارگردان: شهرام اسدی
این فیلم یکی از آثار ماندگار سینمای ایران با موضوع واقعه عاشورا است که داستان آن درست در عصر روز عاشورا اتفاق میافتد.
عبدالله جوان مسیحیزادهء تازه مسلمانی است که دل در گرو عشق راحله، دختر زید، دارد. وی در روز عروسی با راحله ندایی میشنود که او را به یاری فرا میخواند. عبدالله، بیابان به بیابان، واحه به واحه، به سمت کربلا میتازد و هنگام عصر عاشورا به آنجا میرسد و در آنجاست که حقیقت را بر سر نیزه میبیند. علیرضا شجاعنوری، عزتالله انتظامی، ژاله علو، جمشید مشایخی، مهدی فتحی، حسین پناهی و لادن مستوفی از بازیگران اصلی این فیلم سینمایی هستند.
سیمرغ بلورین بهترین فیلم از سیزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن، سیمرغ بلورین بهترین چهره پردازی و سیمرغ بلورین بهترین صحنه آرایی از جمله افتخارات این اثر سینمایی است.
شهرام اسدی درباره ساخت فیلمی به نویسندگی بهرام بیضایی که خود از فیلمسازان مطرح کشور است چنین میگوید: «در یک کلمه باید بگویم میزان وفاداری من به متن آقای بیضایی در روز واقعه از وفاداری لارنس اولیویر در هملت شکسپیر که مشهور عام و خاص است به مراتب بیشتر است. در یکصدوچهار دقیقهای که مدت زمان فیلم است میزان آنچه تغییر کرده کمتر از حتی پنج درصد است؛ و شما به امروز نگاه نکنید. شرایط سال ۶۷ را در نظر بگیرید که هیچکس دنبال دردسر ساختن فیلم تاریخی و مذهبی نبود. هشت ماه تمام فیلمنامهٔ بینقص و ارزشمند بهرام بیضایی را به دندان گرفتم و به هر جلسهای که فراخوانده شدم، رفتم و از کلمه به کلمهٔ آن دفاع کردم و به پشتیبانی مدیران دلسوز آن زمان در برابر خیل بیشمار مخالفان نودوپنج درصد آن را حفظ کردم.»
اما خود بیضایی شاید رضایت کاملی از ساخت این فیلم نداشته و در مصاحبههایی که درباره ساخت «روز واقعه» داشته ابراز تمایل کرده بود که خود کارگردانی فیلم را برعهده داشت. او درباره سپردن این فیلمنامه به کارگردانی دیگر چنین گفته است: « روز واقعه را نگذاشتند خودم بسازم. لااقل ده تا کارگردان عوض شد و من تعجب میکردم که این همه آدم نمیتوانند این فیلم را بسازند. حتی گفتند واروژ کریممسیحی این فیلم را بسازد. خوشحال میشدم اگر او این فیلم را میساخت. حتی اسم آقای محمدرضا اصلانی را آوردند. خیلیها عقیده داشتند که چند جای فیلم را باید عوض کنم، امّا من برای عوض کردن نرفتم. به هر حال آقای اسدی مهارتش را داشت که لااقل تعداد جاهایی را که میخواستند عوض شود به سه برساند و فیلمی بسازد شبیه فیلمهایی که قرار است از تلویزیون پخش شود. . . . اصلاً نمیخواهم بگویم راضی هستم یا نه. تمام حرف من این است که من این فیلم را اینطور نمیدیدم. این فیلم شباهتی به فیلمهایی که داشتم ندارد.»
موسیقی متن «روز واقعه» ساخته مجید انتظامی یکی از نقاط قوت فیلم است که بر ماندگاری این اثر در ذهن تماشاگران کمک شایانی کرده است. موسیقی دربردارنده مجموعه بزرگی از تضادها است؛ از صحنه پایکوبی و رقص برای عروسی تا غروب سراسر سوگ کربلا باید در یک بستر ملودیک ساخته میشد. مجید انتظامی به بهترین شکل ممکن از این چالش عبور کرده و توانسته با استفاده از یک ملودی منسجم و تغییر هوشمندانهی ریتم آن، همه صحنهها بازآفرینی کند.
رستاخیز(۱۳۹۱)
نویسنده و کارگردان: احمدرضا درویش
رستاخیز در سی و دومین دوره جشنواره فیلم فجر در ۱۱ بخش نامزد دریافت سیمرغ بلورین بود و در نهایت در ۸ بخش از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی برنده سیمرغ بلورین شد.
آرش آصفی، پوریا پورسرخ، حسن پورشیرازی، فرهاد قائمیان، بابک حمیدیان، بهادر زمانی، بهنام تشکر و انوشیروان ارجمند بازیگران فیلم هستند
این فیلم در ۲ دی ۱۳۹۲ در سینما فرهنگ با حضور برخی اعضای دولت اکران خصوصی شد و در ۱۶ بهمن ۱۳۹۲ در کاخ جشنواره فجر در سی و دومین دوره این جشنواره به نمایش درآمد اما متاسفانه در مراحل بعدی اکران به سبب برخی حواشی که گریبانگیر فیلم شد دچار مشکل شد و علیرغم چند سال تلاش دست اندرکاران فیلم و برخی مسئولان فرهنگی تا امروز به اکران عمومی نرسید.
م اجرای اکران عمومی فیلم «رستاخیز»
اکران «رستاخیز» آن گونه که درویش ابراز امیدواری کرده بود نه تنها پیش از محرم سال ۹۳ انجام نشد، بلکه کار اکران آن به سال ۹۴ کشید. در این مدت رایزنی های فراوانی از سوی نهادهای مختلف برای انجام تغییراتی در این فیلم انجام شد که درویش به بخشی از آن ها تن داد. فیلم در اسفند سال ۹۳ در جشنواره فیلم دینی «رویش» حوزه هنری اکران شد و درویش در نسخه جدید، بخش های زیادی از موارد انتقاد شده در برابر نسخه جشنواره را حذف کرده بود. هرچند که همچنان چهره حضرت ابوالفضل (ع) بدون هاله نور به نمایش درآمد، اما باز هم فیلم تازه که حدود دو ساعت و ۴۰ دقیقه بود بامشکلاتی رو به رو شد.
با همه این اوصاف در اردیبهشت سال ۱۳۹۴ تکلیف اکران فیلم «رستاخیز» مشخص و قرار شد این فیلم همزمان با عید فطر آن سال اکران شود. روز ۲۲ تیر ۱۳۹۴ اکران افتتاحیه این فیلم در باغ موزه دفاع مقدس آغاز شد. نسخه ای که در برای اکران جشنواره در نظر گرفته شده بود، دو ساعت و ۲۰ دقیقه و عملا ۴۰ دقیقه آن کوتاه شده بود، اما از همان مراسم رونمایی مشخص بود که این فیلم مشکلات فراوانی برای اکران خواهدداشت.
در این مراسم که ابتدا قرار بود فیلم نمایش داده شود، دقایقی پس از شروع فیلم، مسئولان محل برپایی مراسم از ادامه نمایش، جلوگیری و نمایش «رستاخیز» را متوقف کردند. این جلوگیری که بیش از ۲۰ دقیقه به طول انجامید سرانجام با پادرمیانی درویش و دیگر دست اندرکاران فیلم و پخش آن و نشان دادن مجوزهای اکران فیلم، ختم به خیر و هنر نمایش فیلم از سر گرفته شد، اما درحالی که روز ۲۳ تیر قرار بود اکران عمومی فیلم آغاز شود با اعتراض مراجع و برگزاری تجمعاتی در مقابل برخی از سینماهای کشور این فیلم از پرده پایین کشیده شد. این در حالی بود که در همان روز جشنواره بین المللی بغداد با «رستاخیز» افتتاح شد.
در این میان درویش در پاسخ به انتقاد درباره به تصویر کشیدن چهره حضرت ابوالفضل (ع) تاکید می کرد که در این باره موظف است به نظر مرجع تقلید خود دقت کند و همین کار را هم کرده است. فردای آن روز هم سازمان سینمایی طی اطلاعیه ای اعلام کرد که اکران فیلم سینمایی «رستاخیز» تا تامین نظر برخی از مراجع بزرگوار تقلید به تعویق می افتد. تصمیمی شتابزده در شرایط بحرانی از سوی سازمان سینمایی به ریاست حجت الله ایوبی که پش از آن نیز نشان داده بود که در شرایط بحرانی بهترین راه حل را پایین کشیدن فیلم از پرده می داند.
ناسور (۱۳۹۴)
نویسنده و کارگردان: کیانوش دالوند
«ناسور» از معدود ساختههای بلند سینمای انیمیشن ایران است که واقعه عاشورا را به تصویر میکشد.
این فیلم زندگی عبیدالله بن حر جعفی یکی از ساکنان شهر کوفه را روایت میکند که از امام حسین (ع) دعوت کرده بودند تا به کوفه بیاید. زمانی که عبیدالله میشنود سپاه امام به کوفه نزدیک شده است، از این شهر خارج میشود تا با ایشان روبرو نشود، اما از بد حادثه به صورت کاملا ناگهانی با ایشان روبرو میشود و مجبور میشود تا دست رد به سینه امام بزند.
بهرام زند، سعید مظفری، بیژن علیمحمدی، علی همت مومیوند، ژرژ پطروسی، ناصر نظامی و حسین عرفانی از جمله صداپیشگان فیلم هستند و ومدت زمان فیلم ۷۹ دقیقه است.
داریوش الوند، تهیه کننده «ناسور» درباره منابع تاریخی این انیمیشن سینمایى گفته است: «انیمیشن سینمایى «ناسور» بر اساس منابع معتبرى از جمله «نفس المهموم»، تألیف شیخ عباس قمى و کتاب هاى «لهوف» و «آه» نوشته شده است.»
سفیر(۱۳۶۱)
نویسنده و کارگردان: فریبرز صالح
«سفیر» را وان اولین فیلم با موضوع قیام عاشورا در تاریخ سینمای ایران دانست. فیلم به وقایع پیش از نبرد کربلا خصوصا رویدادهای شهر کوفه و چرخش ۹۰ درجهای اهالی این شهر در قبال صفآرایی امام حسین (ع) در مقابل یزید خلیفه وقت اموی میپردازد. قیس بن مسهر، نماینده امام، با نامهای برای سلیمان خزاعی به طرف کوفه میرود. در راه به دست راهداران ابن زیاد، والی کوفه، دستگیر و به زندان می رود، قیس پیش از دستگیری نامه را از بین میبرد و خود به دست ابن زیاد به شهادت میرسد.
فرامرز قریبیان، عزت الله مقبلی، جلال پیشواییان، کاظم افرندینا و کیومرث مطیعی از بازیگران این فیلم هستند و موسیقی متن فیلم را کامبیز روشن روان ساخته است.
فریبرز صالح با ساخت این فیلم نام خودش را به عنوان اولین کارگردانی که اثری درباره قیام عاشورا ساخته به ثبت رساند. «سفیر» در اولین دوره جشنواره فیلم فجر حضور داشت ولی این دوره از جشنواره شامل مسابقه سینمای آماتور بود و بخش سینمای حرفهای به صورت غیررقابتی برگزار شد و به هیچ کدام از فیلمهای شرکتکننده در جشنواره جایزهای تعلق نگرفت.
به خاطر هانیه
بهخاطر هانیه فیلمی ایرانی محصول ۱۳۷۳ به نویسندگی و کارگردانی کیومرث پوراحمد است.
کیومرث پوراحمد برای فیلمش چند ویژگی از واقعه عاشورا عاریت گرفت. بارزترین آن مصیبتی است که قهرمان کودک فیلم دچارش می شود اما به جای تسلیم، درصدد اثبات حقانیت خود و انجام هدفی که در ذهن دارد می آید. او سمبل صبر و پایمردی است؛ جایی که تصمیم می گیرد زیر نگاه سنگین دیگران (که پدرش را متهم به قتل دیگران می کند) نذر پدر (برای شفای دخترش که فلج شده) را ادا کند و شب تا صبح محرم دمام بزند، کاری سخت و طاقت فرسا که فقط از روی مقاوم بر می آید.
ناخدا علو با چهارده مرد دیگر برای صید به دریا می روند ولی همه به جز ناخدا صید دریا می شوند و مردم ناخدا را مسبب مرگ عزیزانشان می دانند و به او و خانواده اش حمله می کنند و در این بین دختر خردسال ناخدا هانیه فلج می شود، ناخدا و خانواده اش تنگک را ترک می کنند و به بوشهر می روند. ناخدا علو نذر کرده که شب دهم محرم تا صبح دمام بزند تا هانیه شفا یابد اما مرگ امانش نمی دهد. پس از ناخدا پسر او تصمیم می گیرد تا نذر پدر را ادامه دهد تا شفای خواهر را بگیرد اما برای دمام زدن مشکل پیدا می کند. او در محرم مأمور می شود به تنگک برود و گهواره مراسم محرم را به بوشهر بیاورد. اما در تنگک خبر آمدن ناخدا علو به همه می رسد و این بچه ها برای انتقام دست بکار می شوند و بشیرو را آزار می دهند اما او با شهامت بسیار گهواره را به مقصد می رساند.او که به فکر دمام زدن تا صبح است، اتفاقی در انبار زائر خذر که وسائل محرم در آنجا نگهداری می شود زندانی می شود و بدین ترتیب موفق می شود که به دمام دست یابد و تا صبحدم دمام بزند و بدین ترتیب نذرش را ادا می کند.
به خاطر هانیه روایتی جذاب و داستانی بدون لکنت دارد و این نخستین امتیاز فیلم محسوب می شود. دیگر اهمیت فیلم، برجسته کردن یک آیین مذهبی در بوشهر «یعنی «دمام زنی» است. این آیین در فیلم، میان مرز مستند و داستانی به تصویر کشیده شده. کمتر فیلم داستانی در سینمای ایران سراغ داریم که تا این حد در نشان دادن آیین عاشورایی موفق و تاثیرگذار عمل کرده باشد.
فیلمها و سریالهایی که با درون مایه محرم در دهههای گذشته تولید شده، عمدتا با اقبال مواجه شده و خاطرهانگیز بودهاند.
آنچه در ادامه می آید نگاهی به آثار مذهبی و عاشورایی تولید شده در چند دهه گذشته در ایران است؛ فیلم ها و سریال هایی که هرکدام تلاش کردند تا در حد و اندازه خود بازتابی از دین و گفته ها و ناگفته های آن باشند.
مختارنامه
مختارنامه، یک مجموعهٔ تلویزیونی، پیرامون زندگی و قیام مختار ثقفی به کارگردانی داوود میرباقری است. این سریال به داستان مختار ثقفی، با کنیهٔ ابواسحاق، و چگونگی قیام او که پس از حادثهٔ عاشورا به خونخواهیِ حسین بن علی برمیخیزد، میپردازد. این سریال در ۴۰ قسمت ۶۰ دقیقهای از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، پخش گردید. شروع پخش این سریال در تاریخ جمعه ۹ مهر ۱۳۸۹ از شبکه اول سیما بود.
فیلمبرداری سریال مختارنامه از سال ۱٣٨٣ آغاز شد و در سال ۱۳۸٨ به پایان رسید. فیلمبرداری این مجموعه در تهران، قزوین، تاکستان، ورامین، آبادان، شوشتر، شهریار، آران و بیدگل، اسلامشهر، زاویه، کویر سفیدشهر و شاهرود انجام شدهاست. همچنین سکانسهای عاشورای این سریال در بیابانهای روستای طرود، در نزدیکی شهرستان شاهرود فیلمبرداری شدهاست. این سریال دارای حدود ۷۰۰ سکانس است که ۱۰۰ سکانس آن مربوط به ۵ جنگ بزرگ این سریال هستند.
مختارنامه یکی از مهمترین سریال های تاریخی و فاخر تلویزیون بود که روی دست سریالهای فاخر قبلی بلند شد و توجه همه را جلب کرد. این سریال با بودجه ۲۰ میلیاردی ساخته شد و به جرأت می توان گفت که این سریال به لحاظ محتوای تاریخی، دکور و گریم، بازی گرفتن از بازیگرن و ... از سایر آثار تاریخی و مذهبی تلویزیون چند درجه بالاتر است.
داستان این مجموعهٔ تلویزیونی از زخمیشدن حسن بن علی و رفتن وی به مدائن که حاکم آن سعد بن مسعود ثقفی، عموی مختار است شروع میشود. مختار از طرف عمویش فرا خوانده میشود تا از حسن بن علی محافظت کند. بعد از مسموم و کشته شدن حسن مجتبی توسط همسرش جعده در ادامه، داستان به وقایع سال ۶۰ هجری و مرگ معاویه و حکومت یزید و جریان بیعتگرفتن از حسین بن علی رفته و در نهایت پنج سال بعد از حادثهٔ عاشورا، مختار به عنوان رهبر سومین قیام پس از عاشورا با متحدکردن شیعیان با شعار «یا لثارات الحسین» به خونخواهی حسین بن علی و کشتهشدگان کربلا قیام میکند.
معصومیت از دسته رفته
معصومیت ازدسترفته یک مجموعهٔ تلویزیونی ایرانی به کارگردانی داوود میرباقری محصول سال ۱۳۸۲ است. داود میرباقری موقع ساخت «معصومیت از دسته رفته» نامی آشنا بود و شهرتش برای مخاطب عام به سریال «امام علی (ع)» گره خورده بود.
میرباقری یکی از شخصیت های فرعی تاریخ یعنی شوذب را محور قرار داد و از طریق روایتی عاشقانه، اتفاقات جهان اسلام در سال ۶۱ هجری را به تصویر کشید. هدف کارگردان نشان دادن ظلم و فساد دستگاه ظالم بنی امیه بود اما به جای مستقیم گویی وجوه جذاب داستان زندگی شوذب را انتخاب کرد. اندک اندک سراغ ریشه های دشمنی اموی ها با امامان شیعه رفت و در نهایت بیننده را با زاویه ای تازه از واقعه عاشورا آشنا کرد.
داستان این سریال، به سده نخست هجری برمیگردد و با محوریت شخصیتی به نام شوذب شکل میگیرد. شوذب از یاران علی است، منتهی اکنون خزانهدار کوفه و امویان شدهاست. میرباقری شوذب را در میانه عشق بین دو زن ترسیم میکند.
اولین زن ماریا است که زمانی مسیحی بودهاست و خاطرات شیرینی از دوران خلافت علی دارد که به منزل آنها سر میزدهاست و دستگیر فقر و تنگدستیشان بودهاست. دیدن شوذب، ماریا را به یاد علی میاندازد و همین بتدریج علاقه او را به شوذب شکل میدهد. ماریا که پس از مرگ مادر به دیر سپرده شده و به قالب راهبه مسیحی درآمده است، همچنان دل در گرو عشق شوذب دارد و برایش پیامهایی عاطفی میفرستد و در مواجهه بین این دو، شوذب نیز گرفتار عشق ماریا میشود اما زن دوم یک یهودی است به نام حمیرا که با شمایل کولیوار خویش، دل شوذب را میفریبد و او را بتدریج با وسوسه به راهیابی بیشتر به دستگاه خلافت امویان، از ایمان دور میسازد.
به این ترتیب سریال میرباقری در یک عرصه دوسویه شکل میگیرد: سویهای که نهایتش به سعادت ختم میشود و سویهای که فرجامش جز شقاوت نیست و اکنون شوذب باید بین این تنگنا راهی را برگزیند.[۴] شوذب نهایتاً با ماریا ازدواج میکند اما به دلیل رفتوآمدهای مکرر حمیرا نسبت به او بی محبت شده و ماریا او را ترک میکند. ماریا در هنگام زاییدن پسرش از دنیا میرود و شوذب نیز با حمیرا ازدواج میکند. اما چند سال بعد پسر شوذب، زید، اتفاقی عاشق ربابه دختر حمیرا میشود و در این راه کشته میشود. شوذب هم دیوانه شده و ربابه را در مجلس عروسیش میکشد. اما نهایتاً به وسیله سواری از زندان نجات مییابد.
سفر سبز
سفر سبز مجموعه تلویزیونی به کارگردانی محمدحسین لطیفی است که در آذر ۱۳۸۱ از شبکه سه پخش شد.
محمد حسین لطیفی قبل از «سفر سبز»، دو سریال «همسایه ها» و «کت جادویی» را ساخته بود و به واسطه آنها، مورد توجه مخاطبان تلویزیونی بود. در سینما هم به خاطر دو فیلم «سرعت» و «عینک دودی»، کارگردان موفقی به حساب می آمد.
خلاصه داستان سفر سبز این گونه است که مرد جوانی که در کودکی توسط خانواده ای آلمانی به فرزندخواندگی پذیرفته و نزد آنان بزرگ شدهاست، از آلمان به زادگاهش ایران بازمیگردد تا خانواده واقعی خود را پیدا کند.
سوژه جدید و انتخاب خوب بازیگران از دلایل اصلی موفقیت سریال بود. دانیل با بازی پارسا پیروزفر به عنوان پسری که از زمان سه سالگی ایران را ترک کرده و هیچ تصوری از اتفاق های داخلی ندارد، سر از تهران درمی آورد و مواجهه با اتفاق های روزمره ما، جذابیت آن را خیلی بیشتر می کند.
برخی از اپیزودهای این سریال در کشور آلمان فیلمبرداری شدهاست. بر اساس آنچه در بعضی از نشریات الکترونیکی آمده، بازیگری که در ابتدا برای نقش «دنیل وِسْتبِرگ» انتخاب شده سیاوش حکمت شعار بودهاست. اما به دلیل دشواریهایی در خصوص گرفتن ویزا، سرانجام این بازیگر از همراهی گروه و سفر به آلمان باز میماند. بنا بر این اتفاق، پارسا پیروزفر برای نقش «دنیل وِسْتبِرگ» انتخاب میشود.
سفر سبز مناسک عزاداری محرم در ایران را از نگاه یک خارجی به تصویر می کشد. در واقع اوج ماجرا در روز عاشورا اتفاق می افتد. او که تا قبل از روز عاشورا رفته رفته تحت تاثیر این مناسک، متحول شده حالا در این روز وارد خیل جمعیت عزاداران می شود و با آنها حرکت می کند.
شب دهم
شب دهم مجموعهٔ تلویزیونی ایرانی به کارگردانی حسن فتحی است که در سال ۱۳۸۰ ساخته و به مناسبت ماه محرم در نوروز سال ۱۳۸۱ از شبکهٔ یک سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. موسیقی این مجموعه ساخته فردین خلعتبری و خواننده تیتراژ آن علیرضا قربانی است.
داستان سریال در اواخر حکومت رضاشاه در تهران رخ میدهد. فردی به نام حیدر خوشمرام که از لاتهای تهران قدیم است، خواهان ازدواج با دختری از تبار قاجار میشود و آن دختر شرط ازدواج با حیدر را اجرای تعزیه در ده شب ماه محرم قید میکند، اتفاقهایی که در جریان تعزیه برای حیدر رخ میدهد شخصیت او را دگرگون میکند و انسانی پاک و با ایمان میشود. چون در زمان حکومت رضا شاه تعزیه قدغن بوده حیدر مجبور به اجرای تعزیه دور از چشم آژانها میشود در این بین دوست حیدر به نام یاور به کمک او میآید و با کمک هم موفق به اجرای تعزیه در نه شب اول میشوند؛ از طرفی عمه شاهزاده قجری در پروندهای جنایی دخیل میشود و در نتیجه پای یک سرگرد سنگدل تأمینات (اداره آگاهی قدیم) به ماجرا باز میشود. او قصد دارد حیدر را بهقتل رسانده و به مراد دلش که ازدواج با آن شاهزاده قجری است برسد.
او برای این کار حاضر است هر مانعی را از سر راه خود بردارد. او یاور را تهدید میکند که اگر به همکاری با حیدر ادامه دهی به زندان میروی و باید ازدواج با دختر مورد علاقهات را فراموش کنی اما اگر در حین اجرای تعزیه حیدر را طوری به قتل برسانی کاری میکنم تا تو به زندان نروی و او را وادار به کشتن حیدر میکند یاور در این امر دو دل است و سرانجام شب دهم فرا میرسد و سرگرد که در میان تماشاچیهای تعزیه است وقتی میبیند یاور تمایلی به کشتن حیدر ندارد به طرف او شلیک کرده و او را به قتل میرساند در همین حین مأموران نظمیه که از موضوع اطلاع پیدا کردهاند به محل تعزیه هجوم آورده و با مردم عزادار درگیر میشوند سرگرد برای این که کارش را تمام کند با حیدر درگیر شده و قصد شلیک به او را دارد که حیدر با شمشیر ضربه مهلکی به او وارد کرده و او را از پا درمیآورد اما در همین حین یکی از مأمورین نظمیه به طرف حیدر شلیک میکند او که در حال مرگ است برای آخرین بار شاهزاده قجر را میبیند و با او وداع میکند و حرفهایی میزند که از آن حیدر لات بعید است و فقط از دهان مؤمنی تمام عیار بیرون میآید و این گونه میشود که عاشق به معشوقش نمیرسد. در پایان حیدر دست در دست رفیقش یاور، جان به جان آفرین تسلیم کرد.
سوژه جدید، ساختار تاریخی و داستان جذاب عاشقانه سریال در کنار هم باعث شد که مخاطبان اقبال بسیار خوبی به آن نشان دهند؛ مخصوصا اینکه همزمانی نوروز و محرم این پیشداوری را به وجود آورده بود که تلویزیون در سال ۸۰ هیچ سریال جذابی پخش نمیکند.
حفظ آیین تعزیهخوانی در طول تاریخ با وجود محدودیت های فراوان، مهمترین زاویه نگاه «شب دهم» بود؛ مسئله ای که از عشق ساده یک لات شروع شد و نهایتا به بالا رفتن اندیشه و طرز تفکر او منجر شد؛ آن هم بدون هیچ شعار و بیان مستقیم و آزاردهنده.
ارسال دیدگاه