• تاریخ انتشار: 28 اسفند 1395 - 09:49
  • سرویس: استانها - آذربایجان شرقی

یادداشت/

تحویل سال جدید در کنار حرمت

چند ساعتی تا لحظه تحویل سال جدید مانده است و در کنار حرم امام مهربانی ها بودن سعادت است.

به گزارش خبرنگار پانا از آذربایجان شرقی،چند ساعتی تا لحظه تحویل سال جدید مانده است در کنار حرم امام مهربانی ها به اطرافم می نگرم از همه جای ایران آمده اند ترک، بلوچ، کرد،لر،عرب و...همه آمده اند تا سال خود را با شمس الشموس  امام رضا(ع) تحویل کنند ما ایرانیان واقعا باید قدردان این نعمت بزرگ باشیم . هشتمین اختر تابناک در شرق ایران می درخشد وماایرانیان از برکت او بهره مند هستیم.

به سالی که گذشت فکر می کنم ناخودآگاه دلم را غم فرا می گیرد. آدمیزاد چه بی وفا است. چه راحت  دل کسی را می شکنیم، چه راحت دروغ می گویم، چه راحت به گناه آلوده می شویم وسرشت انسان را که درآغاز پاک بوده است آلوده می کنیم وباید لیستی از کارهایمان را در سال نو آماده کنیم. غم های گذشته را فراموش کنیم، کینه ها را دور بریزیم، افکار منفی ذهنمان را بشوریم، مهر را در طاقچه دلمان سبز کنیم، شادی را خریداری و محبت را به حراج بگذاریم و هر سال این عهد وپیمان را با خود می بندیم و سال بعد دوباره آن را تکرار می کنیم. این بار به گنبد طلایی اش نگاه کردم واز ته دلم گفتم ما شرمنده ترین، ما کمترین، ما روسیاه ترین بندگان چه می توانیم بگوییم که بد کردیم، بد بودیم وبد هستیم اما امسال توفیق این را داشتیم که لحظه تحویل سال را در کنار حرمت باشیم پس کمک کن تا سال جدید رابهتر از سال گذشته به پایان ببریم ودر پایان سال  آمدن سال جدید را جشن نگریم بلکه پایان خوش سال را جشن بگریم.

زائران حرمش را تماشا می کردم همه در انتظار لحظه تحویل سال، مردمان زیادی به طرف ضریح رفته بودند  تا قبل از تحویل سال زیارت کنند دخترکی توجه ام را جلب کرد دختر کوچولو داشت با کفش های سوتک دارش از صحن رضوی می گذشت. دست چپش در دست مادرش بود ودر دست راست خود مهر نسبتا بزرگی را گرفته بود تا شاید در حرم به سبک کودکانه خود نماز بخواند خادم حرم با شکلاتی به طرفش رفت دخترک تا شکلات را گرفت مهر را به مادرش داد و شروع کرد به وررفتن با آن هدیه شیرین، ای امام رضا (ع) به بعضی از ما نباید شکلات بدهی حواسمان پرت می شود مهر را که هیچ خود نماز راهم کنار می گذاریم و دیگر بندگی خدا را نمی کنیم.

به راستی که اینجا همه چیز متفاوت است دستت را می گذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده  آهسته شروع می کند به جوانه زدن... سلام می کنی چشمت مست تماشای گنبد طلا می شود .بو می کشی تا ریه هایت پر شود از عطر حضور نگاه مهربان امام رضا و احساس تازگی، اندیشه های خسته ات را فرا می گیرد . زیر لب زمزمه می کنی یا ضامن آهو یا غریب الغربا حواست به من هست؟ دلت را جا گذاشتی در حرم وگره اش زدی به ضریح امام مهربانی ها... سلام ای طبیبی که بیماران غریب عشق را که کنار شفا خانه ات دخیل معرفت تو هستن می نوازی و در، شفاخانه پنجره فولادت رو به همه مریضان گشوده است تو هستی که سریر پادشاهی ات را کنار گذاشته ای وبا غلامان خود در پای سفره دلشان نان غصه می خورید.

بعد از دقایقی صدای از پشت سرم می شنوم که صدای پسر بچه ای بود که زیر لب زمزمه می کرد: سلام امام رضا (ع) من تازه رفته ام کلاس اول من باپدرم به زیارت شما آمده ایم واز این که می بینم خانه شما این قدر زیبا است خوشحال هستم، می دانید خانه قشنگ داشتن مهم نیست این که مردم خانه شمارا به این قشنگی درست کرده اند مهم است آن ها شمارا خیلی دوست دارند. مادر بزرگم هر موقع که اسم شما را می آورد بلند می شود وبه سمت حرم شما سلام می دهد .توی مشهد مردم هرگاه حرم شما را می بینند سلام می کنند وبا شما حرف می زنند پدرم می گوید: برکت کشور ایران امام رضا (ع) است. من خودم خیلی شما را دوست دارم واز این که می بینم این همه آدم هستند که شما را دوست دارند کمی نارحت می شوم؟ نه برای شما، برای خودم . چون که من دوست دارم شما فقط من را دوست داشته باشید تا با خیال راحت با شما حرف بزنم این که شما بتوانید جواب این همه آدم را بدهید خسته کننده است. اما پدرم می گوید شما این قدر مهربان هستید که به حرف همه گوش می دهید وجواب آن ها را می دهید . پس آقا جان جواب دعا های من را هم بدهید. مامانم حالش خوب نیست. مریض شده شما شفای مامان من را بدهید تا سال آینده با مامانم به زیارت شما بیاییم.

لحظات پایانی سال 95 ولحظه تحویل سال واولین روز های سال 96 در کنار حرم امام هشتم بودن سعادت و برکت بزرگی است که نصیب تمام زائران حاضر در آنجا می شود .دعای تحویل سال خوانده می شود،خادمین حرم بر شیپور ها می دمند وبانگ شادی نواخته می شود.

به امید این که در سال جدید درهیچ جای جهان جنگی نباشد، چشمان کودکی گریان نباشد و صلح ودوستی واقعی با آمدن منجی بشریت حاصل  شودو بر جهان پدیدار شود.

یاداشت از: آیسا عباسی

 

اشتراک گذاری
captcha