• تاریخ انتشار: 23 آذر 1395 - 05:30
  • سرویس: سینما و تئاتر

نگاهی به نمایش «ابوبکر محمدی، فاطمه محمدی»

«ابوبکر محمدی، فاطمه محمدی» یک دو راهی

نمایش «ابوبکر محمدی، فاطمه محمدی» از جمله آثاری است که به مسئله ای فرهنگی و اجتماعی می پردازد که توجه کمی در جامعه نسبت به آن وجود داشته است. مسئله اول امنیت زنان در جامعه ای است که از سوی مردان هوسباز تهدید می شوند و مسئله اساسی تر نفاق و تفرکه افکنی در بین آحاد مختلف کشور است

«ابوبکر محمدی، فاطمه محمدی» نمایشی است به نویسندگی جلال تجنگی که این روزها در تماشاخانه سنگلج بر روی صحنه است.

نمایش «ابوبکر محمدی، فاطمه محمدی» به ماجرای زوجی ایرانی می پردازد که علیرغم تفاوت مذهب ( زن شیعه مذهب است و مرد سنی مذهب) با یکدیگر ازدواج کرده اند و به خاطر همین ازدواج، زن و مرد ناچار شده اند که ارتباط با خانواده هایشان را به خاطر مخالفت هایی که با ازدواج آنها وجود داشته است قطع کنند. ابوبکر و فاطمه بدون حمایت خانواده هایشان روزگار را به سختی می گذرانند. فاطمه از طریق یکی از دوستان شان در یک موسسه آموزشی به کارتدریس خصوصی مشغول است. در یکی از جلسات تدریس، فاطمه با رفتار نامناسب افشار، پدر یکی از شاگردانش مواجه می شود. ابوبکر و فاطمه تصمیم می گیرند که از افشار شکایت کنند. اما علیرضا دوست خانوادگی آن دو که شرایط را برای فعالیت فاطمه در موسسه آموزشی فراهم کرده است پادرمیانی می کند تا مانع شکایت این دو از افشار شود. علیرضا به آن دو پیشنهاد پول کلانی از طرف افشار می دهد و سعی دارد که آنها را از شکایت منصرف کند. از طرفی فاروق از آشنایان ابوبکر اصرار دارد که از افشارشکایت کنند. فاروق که شرایط زندگی ابوبکر و همسرش را به خاطر سنی مذهب بودن ابوبکر نامناسب می داند شرایط خروج از کشور را برای آنها محیا کرده است و حال ابوبکر و فاطمه باید میان ماندن و یا رفتن از کشور یکی را انتخاب کنند. گر چه پیشنهاد رفتن به خارج از کشور به ظاهر کوتاه مدت و بخاطر جنبه های مالی است اما اصرار بیش از حد فاروق سبب می شود که ابوبکر و فاطمه نسبت به این مهاجرت بدبین شوند بالاخره فاطمه تصمیم می گیرد که از شکایت افشار صرف نظر کند و ابوبکر نیز پیشنهاد فاروق برای مهاجرت را رد می و این در حالی است که آن دو هیچ پولی بابت بخشش افشار علیرغم نیاز مالی قبول نمی کنند. در حالی که علیرضا به عنوان واسطه برای میانجیگری سهم قابل توجه ای از پول افشار به او می رسید بدون آنکه ابوبکر و فاطمه چیزی از آن بدانند.

نمایش از ورای ازدواج یک سنی مذهب و شیعه سعی دارد که مصائب زندگی افراد سنی مذهب را نشان دهد. ( گرچه همین ازدواج به نوعی نشان دهنده وحدت و وابستگی مردمان این دو مذهب می باشد و نمایش به طور نمادین به این عامل وحدت تاکید دارد)  فاروق به عنوان یک سنی مذهب سعی دارد که شرایط زندگی جامعه سنی مذهب را بد جلوه دهد و آنها را افراد در حاشیه نشان دهد. استناد او برای این تفکر مسئولیت نداشتن این بخش از جامعه در پست های حساس حکومتی است. از طرفی فاروق می تواند با زیاده روی و داشتن تفکر تفرقه افکنانه نماد افرادی باشد که گرایشات سلفی پیدا می کنند و استعداد پیوستن به چنین گروه هایی را دارند. چنانچه که او سعی دارد ابوبکر محمدی را مجاب به مهاجرت به خارج از کشور کند در حالی که شغل ابوبکر در خارج از کشور مبهم است. و معلوم نیست که کار پژوهشی و تحقیقاتی در خارج از کشور که فاروق از آن حرف می زند، چیست و چه رنگ و بویی دارد.

نمایش به دو جنبه مهم می پردازد ابتدا بحث سنی مذهب ها را در جامعه ای نشان می دهد که اکثریت آنها شیعه هستند و مسائل و مشکلاتی که می تواند دامن این دو گروه را بگیرد و تهدیدی که می تواند وحدت این دو گروه از جامعه را با تشویش افرادی مانند فاروق به چالش بکشاند. مسئله دوم افرادی مانند فاروق هستند که از مسائل مختلف سوء استفاده می کنند و به هر اتفاقی رنگ و بوی سیاسی می دهند و سعی دارند که جامعه سنی مذهب در کشور را افراد در حاشیه نشان دهند که حکومت توجه ای به آنها ندارد. در حالی که در حقیقت اینگونه نیست اما همواره خطر افرادی مانند فاروق وجود دارد.

مسئله دیگری که در اولین برخورد با نمایش با آن مواجه می شویم عنوان نمایش است. تیزهوشی نویسنده متن نمایشنامه در عنوان نمایشنامه است؛ «ابوبکر محمدی، فاطمه محمدی»، ابوبکر و فاطمه دو اسمی هستند که دو شخصیت مهم دوران صدر اسلام را به یاد می آورند. ابوبکر اولین خلیفه مسلمین است که به عنوان یکی از اصحاب پیامبر و خلیفه اول مورد احترام خاص جامعه سنی مذهب است. دوم نام فاطمه است که یادآور فاطمه (س) دختر پیامبر اسلام است و مورد احترام برای مسلمین و شیعیان. انتخاب این دو نام و دو شخصیتیت مرد و زن که با هم ازدواج می کنند به صورت تلویحی، بر عنصر وحدت میان سنی و شیعه تاکید می کند.   

روایت دو خط داستانی دارد. داستان اصلی نمایش بر گرد شکایت زوج جوان از افشار می چرخد و کشمکش بین آنها و علیرضا که از شکایت خود منصرف شوند و یا عجز و التماس افشار که خواستار رضایت گرفتن از ابوبکر و فاطمه است. اما آنچه که نمود بیشتری در داستان نمایش دارد مسئله سنی بودن ابوبکر و تلاش فاروق بر تسری دادن شرایط او به کل جامعه سنی مذهب است که داستان فرعی نمایش را شکل می دهد. در داستان شکایت از افشار شخصیت اصلی ماجرا و کسی که باید به دادخواهی برخیزد فاطمه است. و در این راه ابوبکر او را همراهی می کند. اما در داستان فرعی که نقش محوری آن را فاروق بر عهده دارد، فاروق نقش تحریک کننده ای برای ابوبکر و فاطمه دارد  و ابوبکر شخصیتی منفعل است که در پایان باید تصمیم مهمی بگیرد. او یا به خواسته فاروق تن می دهد و از کشور مهاجرت می کند و یا با رد کردن پیشنهاد فاروق به نوعی به فضاسازی ها و افکار فاروق که نماینده بخشی از جامعه تندرو است پشت پا می زند. دو شخصیت ابوبکر و فاطمه از طرف علیرضا و فاروق تحت فشار هستند هر کدام سعی دارند که استفاده خاص خود را از این دو نفر بکنند. ابوبکر و فاطمه تقریبا شخصیت های منفعل و تا حدودی سرگردان و حیرانی هستند که تا آخر داستان توانایی تصمیم گیری ندارند. بنابراین آنچه نیروی محرکه داستان محسوب می شود فاروق و علیرضا هستند که ابوبکر و فاطمه را به سوی مقاصد خود سوق می دهند. اما در پایان داستان ابوبکر و فاطمه به یک خودشناسی و شناخت از محیط اطراف خود می رسند که دست به عمل می زنند و هر دو با خواسته های فاروق و علیرضا مخالفت می کنند.

نمایش «ابوبکر محمدی، فاطمه محمدی» از جمله آثاری است که به مسئله ای فرهنگی و اجتماعی می پردازد که توجه کمی در جامعه نسبت به آن وجود داشته است. مسئله اول امنیت زنان در جامعه ای است که از سوی مردان هوسباز تهدید می شوند و مسئله اساسی تر نفاق و تفرکه افکنی در بین آحاد مختلف کشور است که بخاطر تفاوت های نژادی، زبانی و اعتقادی در بین مردم شهرهای مختلف کشور وجود دارد همواره این پتانسیل وجود دارد که از سوی افرادی مانند فاروق وحدت بین مردم تهدید شود و یکباره شکافی در بین مردم ایجاد شود.  

روایت برای بیان تهدید شکافی که از آن یاد کردیم  از ورای قصه افشار به قصه فاروق می رسد و شخصیت ها را در میان یک دو راهی می گذارد. در قصه افشار آنها باید میان پول گرفتن و بخشش یا پول نگرفتن و ادامه شکایت یکی را انتخاب کنند. در قصه فاروق نیز باز آنها بر سر یک دو راهی هستند زندگی در خارج از کشور با پول مکفی یا ماندن در کشور و تداوم شرایط نامناسب مالی که البته شخصیت ها راه دوم را بر می گزینند. حتی عنوان نمایش نیز یادآور یک دوراهی است. عنوانی که دو اسم است و یک دوراهی را به ذهن می آورد. این دو یا باید با هم زندگی کنند یا اینکه از هم جدا شوند و یا اینکه از اول نباید با هم ازدواج می کردند.  

 

اشتراک گذاری
captcha