• تاریخ انتشار: 08 اردیبهشت 1394 - 11:10
  • سرویس: آموزش و پرورش

به بهانه شعار سال «دولت و ملت ، همدلی و همزبانی»

شناخت حقوق متقابل، بسترساز همدلی وهم زبانی

خبرگزاری پانا: شناخت حقوق متقابل، بسترساز همدلی وهم زبانی است و کمک می کند تا به شعار امسال «دولت و ملت ، همدلی و همزبانی» که مقام معظم رهبری فرمودند نزدیک تر شد.

به گزارش سرویس آموزش و پرورش پانا، همدلی و همزبانی میان دولت و ملت که به عنوان شعار سال 94 از سوی مقام معظم رهبری بیان شده است می تواند ظرفیتی عظیم برای شناسایی حقوق متقابل ملت و دولت از منابع دینی و حقوقی را فراهم کند.

ظرفیتی که از سویی می تواند حقوق این دو نهاد ملی را بشناساند و از سویی دیگر همدلی و هم زبانی میان آنان را توسعه بخشد زیرا همدلی زمانی است که یک فرد حقیقی یا حقوقی به این باور رسیده باشد که دیگری حقوقی را از او از بین نبرده و تلاش دارد او را به تمامی حقوق خویش برساند و هم زبانی نیز زمانی خواهد بود که با حقوق طرف مقابل خویش آشنا شده و همانگونه که در کسب حقوق خود تلاش می کند در هم زبانی با او برای احقاق حق گام بردارد.

این نوشته نیز بر همین اساس تدوین شده و امیدوار است گام کوچک برای شناسایی این ظرفیت عظیم بردارد. ظرفیتی که می تواند نسبتی میان حقوق شهروندی و مسئولان شهری ایجاد کند. تلاشی که حاصل آن شهری پویاتر، انسان هایی والاتر و مسئولینی خادم تر خواهد داشت که به اجمال در چندبخش به آن خواهیم پرداخت.


اگر چه درمیان منابع مرتبط با علوم سیاسی در اندیشه های غربی، می توان نشانه هایی از عدم وجود حقوق متقابل میان دولت و ملت را یافت، برخی از اندیشمندان فلسفه سیاسی مانند گرسیوس و هابز این حقوق را بکی سویه و تنها از سوی دولت برای ملت می دانستند، ریشه این باور را نیز باید در عقاید کلیسای قرون وسطی دانست که حکومت را جایگزین خداوند می دانست و همانگونه که برای بندگان حقی در مقابل خداوند قائل  نبود برای حکومت نیز حقوقی را در مقابل دولت نمی پذیرفت، به عقیده آنها حکومت مانند خداوند حقوق متعددی بر مردم دارد و خود  در برابر مردم، تکلیف و مسئولیتی ندارد.در مقابل، مردم مردم نیز جز اطاعت از حاکم هیچ حقوقی ندارند و در حقیقت مانند گله گوسفندی هستند که اصل وجودش برای گله دار است. اما این دیدگاه هم اکنون موافقانی ندارد و بر اساس دیدگاه جدید مردم، صاحب حق شمرده می شوند و دولت، مطیع و وکیل مردم است؛ وکیلی که باید نیازهای شهروندان را تامین کند.


اما در اندیشه دینی با تاکید بر نگاه شیعی، حتی میان انسان و خداوند نیز حقوق متقابلی وجود دارد به عنوان نمونه از یک سو خداوند انسان را آفریده تا او به کمال برسد و از سویی دیگر از حقوق انسان بر خداوند آن است که شرایط این کمال را با فرستادن پیامبران فراهم کند، همچنان که حق حکومت و ولایت بر مردم تنها برای خداست و دیگران تنها با اجازه و اذن او حق حکومت دارد. بر این اساس باید دانست که حقوق متقابلی میان دولت و ملت وجود دارد و حکومت مداران موظف به اجرای آن هستند همانگونه که حاکمیت و دولت نیز حقوقی را داراست که مردم موظف به ادای آن هستند.


در میان منابع دینی، می توان نمونه هایی از این حقوق متقابل را یافت. آن گونه که در نهج البلاغه به عنوان نمونه ای از این منابع سرشار نکات در این موضوع است. امام علی(ع) در این کتاب حق را موضوعی دوسویه می داند و همیشه در مقابل آن تکالیفی معرفی می کند. آن چنان که حق بدون تکلیف موضوع ناپسند شناخته می شود ایشان در خطبه 207 می فرمایند(کسی را بر دیگری حقی نیست, مگر اینکه آن دیگری نیز بر او حقی دارد. آن دیگری را حقی بر او نیست، مگر اینکه او را نیز حقی است).


اگر بخواهیم برخی از حقوق مردم بر حکومت را با استفاده از سخنان امیرمومنان علی (ع) بر شماریم به موضوعات مختلفی می توان اشاره کرد. اما به اجمال به برخی از این حقوق می توان به شرح زیر اشاره کرد:


نظارت و انتقاد

امام علی (ع) در همان خطبه ذکر شده در این باره می فرماید:«ای مردم! از گفتار حق و مشورت عادلانه دریغ نکنید، زیرا من از خطا مصمون نیستم، مگر اینکه خداوند یاری ام کند» حضرت در کلامی دیگر در خطبه 34 نهج البلاغه از مردم می خواهد بر اعمال حاکمان و نمایندگانش مانند ابن عباس که شخصیتی علمی و مفسر قرآن بود، نظارت کنند و در صورت دیدن خلاف آن حضرت را آگه سازند. امیر‌مومنان علی (ع) از نقد و اندرز مردم استقبال می‌کرد و از مردم می‌خواست برای رشد و یاری حکومت راهنمایی و نصیحت های خود را پیوسته و آشکار و پنهان به گوش آن حضرت برسانند.

قانون گرایی

امیر مومنان علی‌(ع)، تاکید دارد که خود را در برابر قانون چون دیگر مردم می‌داند و چنین می‌فرمایند:«ای مردم! همانا من مانند یکی از شما هستم. هرچه از قانون و حق به سود یا زیان شماست. برای من نیز چنان است؛ زیرا هیچ نسبتی، قانون و حق را باطلب و متوقف نمی کند.» همچنین ایشان در فرمان معروف خود به مالک اشتر این گونه می‌نویسند:«حق و قانون را درباره کسی که لازم است، اجرا کن؛ [بی توجه به اینکه] آن شخص، از نزدیکانت به شمار می‌آید.»


یکی از ویژگی‌های قانون گرایی، اصل شایسته سالاری است. حضرت خطاب به یکی از استاندارانش، وی را از پذیرش سفارش و شفاعت دیگران باز می‌دارد و شایستگی و صلاحیت و تعهد را تنها ملاک انتخاب بیان می‌کند.


امیر مومنان علی‌(ع)‌ از نقد و اندرزمردم استقبال می‌کرد و از مردم می‌خواست برای رشد و یاری حکومت راهنمایی و نصیحت‌های خود را پیوسته و آشکار و پنهان به گوش آن حضرت برسانند.


توسعه فرهنگی

حضرت علی‌(ع) ، در سخنان مختلف بر این موضوع تاکید داشته و آموزش و تربیت مردم را، از حقوق مردم بر حاکم می‌شمارد و معتقد است حاکم باید با نصیحت، تذکر و خیرخواهی، فرهنگ عمومی و دینی مردم را گسترش دهد آن چنان که در خطبه 34 بیان کرده‌اند. همچنین در خطبه 17 بیان می‌دارند که «ای مردم! حق شماست که ما (حکومت) به کتاب الهی و سیره رسول خدا عمل کنیم»
آن حضرت در خطبه 131 نیز تصریح می‌کند، انسان های سست ایمان و بی توجه به شریعت هرگز نباید فرمانروایی مسلمانان را بر عهده گیرند؛ زیرا سنت نبوی را به کار نمی‌بندند و امت را در گرداب هلاکت غوطه ور می‌سازند.

اشتراک گذاری
captcha